تبليغاتX
نگارمن

نگارمن
عاشقانه ها براي نگارم  
نويسندگان

نگار عزيزم خوشحالم كه امسال هم روز تولدت كنارت هستم. هرچند دور اما امسال هم عاشقانه با هم هستيم

آرزوي من اينه كه آرامش و خوشبختي واقعي رو احساس كني . با تمام عشقم با تمام حسرتهام روز تولدت رو

تبريك ميگم .

 

 

[ جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰ ] [ 10:40 ] [ نگار ]

عشق من ... آرزوم بود لحظه تحویل سال که برای هر کسی جز لحظه های خاص و به یادموندنی و دلش می خواد کنار عزیزترین کسش باشه  کنارت باشم و باز با هم عهد ببندیم که تا آخر عمر کنار هم باشیم تکیه گاه و نیمه هم

امیدوارم سال خوبی داشته باشی سالی پر از اتفاقهای خوب و شاد . ... دوستت دارم @&&&&

[ دوشنبه ۸ فروردين ۱۳۹۰ ] [ 17:37 ] [ نگار ]

کاش می شد سرنوشت خویــــش را از سرنوشت

کاش می شد اندکی تـــاریــخ را بهتــــــر نوشت

کاش می شد پشت پا زد بر تمـــــــام زندگی

داستان عمر خود را گونه ای دیگــــر نوشت

 

سال نو مبارک .   @## &

[ دوشنبه ۸ فروردين ۱۳۹۰ ] [ 16:54 ] [ نگار ]

ماه من غصه چرا تو مرا داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست ماه من دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن كار آن هايي نيست كه خدا را دارند

[ سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ ] [ 20:44 ] [ نگار ]

و آن زمان که خدا تو را آفرید به فکر نا امیدی دل من بود 


                                        که با دیدن تو توان زندگی پیدا کرد    


 دوباره رنگ گرفت


 دوباره نفس کشید                               


 دوباره خندید                                                               


 و امروز به یاد آن لحظه دوباره گریه خواهد کرد... 

[ سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ ] [ 20:29 ] [ نگار ]

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهای رنگی ام!
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش را کنار بزن!
مرا می یابی ...

[ سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ ] [ 20:19 ] [ نگار ]

و چقدر زود دیر می شود گاهی

 

 

 

 

[ پنج شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ ] [ 0:14 ] [ نگار ]
بدون نظر خواهی

نه !

من هیچ چیز و هیچ کس را دیگر

در این زمانه دوست ندارم

انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیز و هر کس

که دوست تر بداری

از تو دریغ میکند

پس با همه وجودم خود را زدم به مردن

تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد

این شعر را هم به دروغ می گویم

 

تا روزگار بو نبرد ....

کاری به کار عشق ندارم !

 

 

 

[ چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۹ ] [ 0:52 ] [ نگار ]

 

*اگه کسی رو دوست داشته باشی نمیتونی تو چشای اون زل بزنی

نمیتونی دوریشو تحمل کنی

نمیتونی بهش بگی که چقد دوسش داری

نمیتونی بهش بگی که چقد بهش نیاز داری

واسه همینه که عاشقا دیونه میشن #

[ جمعه ۳ دي ۱۳۸۹ ] [ 8:47 ] [ نگار ]

در صحرای دلم گلی بودی که در زیر باران چشمانم شکوفه دادی
برایم همچو گلی شدی اگر محروم از آب باشد پژمرده خواهد شد

در تارکی قلبم مانند خورشید طلوع کردی تا با جاودانگی خود تمام سیاهی ها را از روزگار ذهنم دور کنی..
مانند خون در رگهای من جریان پیدا کردی
.!
کاری با ضربان قلبم کردی که اگر نباشی دیگر نمیزند

با آن قلب دیوانه ام کاری کردی که هر ثانیه تورا طلب میکند
.
روزی که نباشی از بی قراری و از غم دوریت آرم یک گوشه میمیرد
.
در تک تک لهحظه هایم تو را میبینم که با منی
.
حتی یک لحظه هم از خاطرم بیرون نمیروی چون یک ثانیه هم بی تو یک عمر است
!
نمیدانم احساساتم را برایت چگونه بیان کنم که از آن با خبر باشی؟

فقط میگویم که تنها برای این قلب عاشقم تنها ترینی
.
تقدیم به عشقم

 

[ جمعه ۳ دي ۱۳۸۹ ] [ 8:42 ] [ نگار ]
12345
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
?
فروش بک لينکطراحي سايتعکس